تبلیغات
سنندج(سنه دژ) - بحران نبود سالن مطالعه در شهرستان سنندج
 
سنندج(سنه دژ)

واقعا جای بسی تامل و خجالت دارد که جلوی در ورودی کتابخانه عمومی شماره یک(خیابان فردوسی سنندج) می نویسند کتابخانه شبانه روزی برای خواهران و برادران، کسی ندونه فکر میکنه از این به بعد دیگه مشکل جای مطالعه حل شده و میتونه بره کتابخونه درس بخونه اما نمیدونه سالن مطالعه به چه روزی در اومده مسئولان بی مسئولیت رفتن سالن مطالعه رو کردنش مخزن کتاب و حدود 16 تا میز رو به زور توی یه راهروی گذاشتن برای مطالعه بچه ها!

خصوصیات راهروی مطالعه ی کتابخانه فردوسی سنندج

از ابتدای راهرو که وارد میشوی هیچ پنجره ای نیست تا میرسی نزدیک انتهای راهرو که دوتا پنجره هست، در دستشوئی داخل راهروی مطالعه هست که قبلا رو به داخل راهرو باز میشد ولی حالا از اون طرف براش در درست کرده اند اما هر صدای و حتی بوی دستشوئی هم نمیزاره کسی درس بخونه به اضافه ی صدای موتور خانه و ....

بهداشت اگر رسیدگی کنه باید اون اهرو رو به دلیل نبود اکسیژن کافی و بوی بد دستشوئی تعطیل کنه!

کسی اگر بخواهد برود بیرون همه متوجه بیرون رفتن اون میشوند، اصلا از یک راهرو باید چه انتظاری داشته باشیم. از سالن مطالعه ای با این خصوصیات هفته ی سه روز میتونی استفاده کنی و سه روز دیگر رو میتونی بری شهرک بهاران یعنی کسی که بخواد درس بخونه و خونش اینور شهر باشه باید بره اونور شهرستان سنندج درس بخونه به لطف مسئولان دلسوز استان سالن مطالعه کتابخانه مرکزی(سه راه ادب) رو جمع کردند یه آقای میگفت من از مسئولش پرسیدم چرا جمعش کردید گفته یه دختر و پسر رو توی حیاط کتابخانه دیدم با هم حرف میزدن دیدم این کار دور از شئونات اسلامی ماست گفتم اینجا نباشه بهتره.

حالا معرفی کتابخانه های سنندج

 کتابخانه عمومی شماره 1 خیابان فردوسی ظرفیت 64 نفر

کتابخانه مرکزی سه راه ادب ظرفیت سالن مطالعه ندارد

کتابخانه بهاران جنب مسجد قبای شهرک بهاران ظرفیت 64 نفر

کتابخانه شماره 3 شهرک مولوی پشت ترمینال تهران ظرفیتشو نمیگم اما توی یک طبقه خانه ی مسکونی 200 متری که 80 متر حیاط باشه دوخوابه که یه خوابش مخرن و اون یکی خوابش دفتر باشه چند نفر جا میگیرن.

کتابخانه روبروی استانداری اون ظرفیتش خوبه خدارو شکر حدود 100 نفری میشه

کتابخانه اقبال لاهوری نمیدونم مونده باشه یا نه ظرفیت 20 نفر مخصوص دانش آموزان

کتابخانه وحدت که اونو فروختن به کانون قلم چی

کتابخانه مجتمع فجر که من 2 سال پیش از اونجا رد میشدم نوشته بود مخصوص دختران حالا اگر مونده باشه

کتابخانه روبروی پاساژ دیاکو خیابان شاپور سابق که خرابش کردند.

به نظر شما {228+20 دانش آموزی + یک هال خونه ی 200 متری} برای مردم شهر سنندج اونهم برای دختر و پسر کافیه!!؟؟

مسئولان استان خدایش اینها رو نمیدونید یا می خواید که مردم سنندج پیشرفت نکند.

خدایش جای خجالت داره جلوی کتابخانه عمومی شماره 1 نوشتین شبانه روزی که هم مردمو سر کار گذاشتین هم کارمند هارو اذیت میکنید که باید هفته ی چند شیفت اضافه وایسن

بخدا خجالت داره، بخدا خجالت داره

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:09 ب.ظ
I have read so many articles or reviews about the blogger lovers
however this article is truly a fastidious piece of writing, keep it up.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 06:33 ق.ظ
Hello my friend! I want to say that this post is awesome,
nice written and come with almost all important infos.
I'd like to see extra posts like this.
جمعه 25 فروردین 1396 03:12 ب.ظ
It's fantastic that you are getting thoughts from this paragraph as well as from our argument
made at this time.
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:29 ق.ظ
Hello! Someone in my Myspace group shared this site with us so I came to give it
a look. I'm definitely loving the information. I'm
book-marking and will be tweeting this to my followers!
Superb blog and fantastic design and style.
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:16 ب.ظ
Very shortly this web page will be famous amid all blogging people, due to it's good content
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:07 ب.ظ
Just desire to say your article is as amazing. The clarity in your post is simply nice and i can assume you
are an expert on this subject. Fine with your permission allow me to grab
your feed to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please keep up the enjoyable work.
جمعه 27 اردیبهشت 1392 12:48 ق.ظ
مدتی بوذ که داشتم با خودم یک و دو میکردم که برم کتابخانه عمومی شبها درس بخونم، رفتم هفت هشت تومنی دادم و کارت در آوردم، دیشب رفتم کتابخانه ساعت 19 که برم درس بخونم مسئول کتابخانه گفت کارت منم با عجله برای اینکه نشانون بدم کارت دارم دست کردم تو کیفم کارتو در آوردم دادم به مسئول کتابخانه اونم گفت نمی تونی بری داخل گفتم چرا گفت باید کارت شبانه در بیاری 3ماه فکر کنم 8تومن گفت بدی، منم که از تعجب نمی دونستم چکار کنم رفتم گوسه ی حیاط نشستم بعد چند دقیقه برگشتم خونه
خدایی البته مسئولان استان کردستان من میدونم اعتقاد به خدا ندارند فقط برای حفظ ظاهر میگن مسلمانیم، اما به او اون ظاهر قسم نمی خواهند مردم سنندج درس بخونن و پیشرفت کنن
دوشنبه 8 آبان 1391 09:21 ب.ظ
نه آقا جان کی گفته باز، من امروز بعدازظهر(تاریخ نظر رو خوب نگاه کنید) رفتم که مرکز بزرگ اسلامی کلا تعطیل بود
چهارشنبه 3 آبان 1391 08:29 ب.ظ
سلام، الان کتابخانه استانداری بازه، ولی باز زمانش یه جوریه تا نه و نیم شب میتونی درس بخونی و بعد مسئولش خودش کم نیست یه پسری داره از هشت ونیم به بعد نمیذره درس بخونی هی میاد هی میره.
خدایش راست گفتی این کتابخانه عمومی خیابان فردوسی فاجعه است.
من نمیدونم جای، سازمانی، ارگانی هست بیاد بررسی کنه که حداقل تعطیلش کنه تا شاید مسئولان غیربومی دلسوز ما به خودشون بیان، خدا ازشون نگذره، البته همشون خونه های مجلل و بزرگ دارن درد ما رو نمی فهمند. بی درد و بی رحمن
پنجشنبه 23 شهریور 1391 03:06 ب.ظ
خیلی خوب توضیح دادی اینم اضافه کنم که کتابخونه مرکز بزرگ اسلامی (روبروی استانداری) رو هم بستند (یعنی تنها امید دانش آموزان و دانشجویان برای پیدا کردن یه جای نسبتا مناسب و آروم). مرکز بزرگ اسلامی ساختمانش به حدی بزرگه که یه سالن مطالعه رو توش نتونستن واسه بچه ها توش نگه دارن. من خودم چند ماه سرگردون بودم این اواخر هم یه روز میرفتم کتابخانه فردوسی یه روز هم بهاران. در کل کتابخونه ها تو سنندج که همه شون فاجعه هستن، یکی از مهم ترین چیزی که یه کتابخونه باید داشته باشه فضای زیاد برای مطالعه س که تو سنندج این فضا برای هر نفر فقط جای یه صندلیه و یه راهرو که ازش رد بشن همین و تو چنین جایی همه به ردیف میشینن و... کتابخونه بهاران که یه مقداری بهتره، اما با وجود اینکه فضای خالی زیاد داره ولی همه میز های مطاله رو گذاشتن تو یه سالن و یه سالن دیگه رو بلااستفاده گذاشتن. حالا جدای از استانداردهایی که واسه کتابخونه ها و فضاهای مصالعاتی و... وجود داره، واقعا نمیدونم که آیا مسولین کتابخونه ها اینو هم نمی فهمند که یه سالن کوچک وقتی پر میشه اینقدر صدای دانش آموزان زیاد میشه که تمرکز برای آدم نمیمونه مخصوصا وقتی که یه سری از بچه ها هم رعایت نمی کنن و با صدای بلند حرف میزنن و میخندن و کسی هم نیست که تذکر بده (البته من تا وقتی صدایی میومد سریع تذکر میدادم اما بازم رعایت نمی کنن کاره دیگه ای نمی شه انجام داد)با اینکه شک دارم ولی باز هم امیدوارم یک روز درست بشه وضع کتایخونه ها.
جمعه 3 شهریور 1391 05:55 ب.ظ
سلام آره والا کتابخونه نزدیک ما کتابخونه وحدت بود که اونم پرید من از این سر شهر که نمی تونم برم اون سر شهر و واقعا به این پایین ها خدمات رسانی نمیشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :